شبیل

لغت نامه دهخدا

شبیل. [ ش ُ ب َ ] ( اِخ ) ابن عزرة بن عمیرالضبعی. راویة و خطیب و شاعر و نسابه از مردم بصره. کتابی در غریب لغت دارد ودر آغاز هوادار خوارج بود و سپس از آن رأی عدول کرد. ( از اعلام زرکلی ج 3 ص 230 ). از علماء و خطباء خوارج و قصیدةالغریب از اوست و او تا سال هفتاد رافضی بود سپس به مذهب شراة ( صفری ) گروید و در بصره بلاعقب درگذشت. ( از ابن الندیم ) ( البیان و التبیین ج 1 ص 271 ).
شبیل. [ ش ُ ب َ ] ( اِخ ) قبیله کوچکی است که نزدیکی جبزان مقر دارند و تعدادشان از هزار نفر تجاوز نمیکند. ( از معجم قبایل العرب ج 2 ص 581 ).

جمله سازی با شبیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رود شبیلی رودی است در کشورهای اتیوپی و سومالی که به رود جوبا می‌ریزد.

💡 در پایین‌دست موگادیشو این رود تبدیل به یک رود فصلی می‌شود. در بیشتر از سال‌ها، رود شبیلی در نزدیکی دهانه رود جوبا خشک می‌شود. در دوره‌های که باران سنگین می‌بارد رود شبیلی به جوبا می‌رسد، یعنی عملاً به اقیانوس هند نیز می‌رسد.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز