المرتضی با

لغت نامه دهخدا

المرتضی با. [ اَ م ُ ت َ ضا بِل ْ لاه ] ( اِخ ) لقب عبداﷲبن محمدالمعتز باﷲبن المتوکل، از خلفای عباسی. یک روز خلافت کرد ( 296 هَ. ق. ) وی شاعر بود، و در بغداد بدنیا آمد و به علم و ادب شوقی تمام داشت و نزد فصحای اعراب میرفت و از آنان دانش فرامیگرفت. او راست: «الزهر والریاض »، «البدیع»، «اشعارالملوک » و «طبقات الشعراء». دیوان شعری نیز دارد. ( از اعلام زرکلی ذیل عبداﷲبن محمد ) ( از معجم الانساب زامباور ج 1ص 3 ). و رجوع به عبداﷲبن محمد و هم مرتضی باﷲ شود.

جمله سازی با المرتضی با

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سید المرتضی پس از اطمینان از آن منطقه وارد آسماری شد.

💡 ۶ وی در زمان حکومت عباسیان می‌زیسته و به سید المرتضی شهرت دارد.

💡 وانکه یزدان بر زبان او گشاید قفل علم جز علی المرتضی اندر جهان دیار نیست

💡 قبلهٔ اقبال بوطاهر مُطَهّر بِن‌ علی الامام بن الامام المرتضی بن المرتضا

💡 عبدالرحمن چهارم (عربی: عبد الرحمن المرتضی، آوانگاری: ʿAbd ar-Raḥmān al-Murtaḍā) یکی از افراد خلافت قرطبه در میان بنی امیه بود که در اندلس فرمان راند. وی پس از سلیمان دوم، در ۱۰۱۸ به قدرت رسید.

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز