ابری

لغت نامه دهخدا

ابری. [ اَ ] ( ص نسبی ) با نقشی چون موج آب یا ابرهای بریده از یکدیگر: کاغذ ابری.
- ستاره ابری؛ کوکب سحابی. منزل پنجم [ از منازل قمر ] هقعه و او سه ستاره خرد است: وز قبل خردیشان و یک بدیگر اندر آمدگی بطلمیوس هر سه را یکی ستاره ابری بنگاشت. ( التفهیم ).
ابری. [ اِ ری ی ] ( ع ص نسبی ) سوزنگر.
ابری.[ اَ ب َ را ] ( اِخ ) نام جائی یا کوهی است در شام.

فرهنگ معین

( اَ ) (ص نسب. ) ۱ - پوشیده از ابر. ۲ - با نقشی چون موج آب یا ابرهای بریده از یکدیگر: کاغذ ابری.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی آسمان پوشیده از ابر: هوای ابری.
۲. ابرمانند.
۳. چیزی که از ابر ساخته شده باشد: تشک ابری.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - پوشیده از ابر: هوای ابری. ۲ - با نقشی چون موج آب یا ابرهای بریده از یکدیگر کاغذ ابری. یا ستار. ابری. کوکب سحابی.
نام جایی یا کوهی در شام

فرهنگستان زبان و ادب

[علوم جَوّ] ← ابرناک

دانشنامه عمومی

آبری. آبری ( به لاتین: Abari ) در گرجستان با جمعیت ۲۰۶ نفر است که در راچا - لچخومی و کومو سوانتی واقع شده است.

ویکی واژه

ابری /اَبری/
پوشیده از ابر.
با نقشی چون موج آب یا ابرهای بریده از یکدیگر: کاغذ اب
هوایی که در آن ابر باشد. روزهای ابری را خیلی دوست دارد.

جمله سازی با ابری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سلک مسلمین چو تو مظلوم و صابری یک تن نبینم آنچه زهر در نظر کنم

💡 این شرکت که در سال ۲۰۰۴ تأسیس شده در زمینه ترابری ریلی و اتوبوس‌رانی فعالیت می‌کند و مقر اصلی آن در برلین است. آبلیو دارای چند خط راه‌آهن منطقه‌ای در ایالت نوردراین-وستفالن می‌باشد.

💡 پس از کشته شدن جورج فلوید و اعتراض‌های بعدی، در ۱۷ ژوئن سال ۲۰۲۰ کوکر اوز اعلام کرد که برند آنت جیمیما به منظور «پیشرفت در جهت برابری نژادی» دوباره رونمایی و تغییر نام خواهد یافت.

💡 صابری فرمودم آن دلدار اندر عشق خود صابری بر باد دادم سر به‌سر گر داشتم

💡 نابریده تیغ تو روز وغا پولاد نیست نابسوده کف تو روز عطا دینار نیست

💡 دولت اسپانیا در نظر دارد تا سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) یک میلیون خودروی برقی را به منظور مصرف بهینه انرژی وارد شبکه ترابری کند.