برخواندن به معنای خواندن یا قرائت کردن با صدای بلند است. این واژه در زبان فارسی بیشتر در متون ادبی و کهن بهکار میرود و اشاره دارد به عملی که در آن فرد متنی، شعر یا نوشتهای را نه در دل، بلکه با صدایی رسا و شنیدنی میخواند تا دیگران نیز آن را بشنوند. این عمل میتواند برای آگاهی دادن، آموزش، نیایش یا حتی سرگرمی انجام گیرد. در گذشته، زمانی که سواد عمومی محدود بود، برخواندن یکی از شیوههای اصلی انتقال دانش و فرهنگ میان مردم محسوب میشد.
در ادبیات فارسی، این واژه در موقعیتهای گوناگونی دیده میشود. برای نمونه، در شاهنامه فردوسی، پهلوانان یا راویان، داستانها و سرگذشتها را برای شاه یا مردم برمیخواندند تا حماسهها و آموزههای اخلاقی به گوش همگان برسد. این شیوه نقل و روایت شفاهی، باعث پایداری بسیاری از آثار ادبی و تاریخی ایران شد. برخواندن در چنین زمینههایی نه تنها یک عمل صوتی، بلکه نوعی آیین فرهنگی و هنری بود که در آن آهنگ صدا، لحن و احساس نقشی اساسی داشت.
در معنای گستردهتر، برخواندن را میتوان نشانهای از زنده بودن زبان و فرهنگ گفتاری دانست. زمانی که متنی برخوانده میشود، واژهها از حالت خاموش و نوشتاری به حالت زنده و شنیدنی درمیآیند و تأثیر عمیقتری بر شنونده میگذارند. امروزه نیز در مراسم مذهبی، نمایشهای روایی، یا جلسات شعرخوانی، این شیوه جایگاه ویژهای دارد و همچنان به عنوان پلی میان ادبیات نوشتاری و بیان زنده انسانی عمل میکند.