ایامی

لغت نامه دهخدا

ایامی. [ اَ ما ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَیِّم. ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24 ): و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم. ( قرآن 32/24 ). و زنان ایامی همه جامه حداد در بر و به فجع و شیون اندر.( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 ص 454 ). رجوع به ایم شود.

فرهنگ معین

(اَ ما ) [ ع. ] جِ ایم، بیوه گان، بیوه زنان، زنان بی شوی.

فرهنگ فارسی

جمع ایم بیوگان بیوه زنان زنان بی شوی.

ویکی واژه

جِ ایم؛ بیوه گان، بیوه زنان، زنان بی شوی.

جمله سازی با ایامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منه بر خط گردون سر ز عمر خویش بر خور که عمرت را ازین خوشتر نخواهد بود ایامی

💡 زخط و خال دل برداشتن دشواریی دارد سیاهی بعد ایامی زداغ تازه می افتد

💡 می‌درخشد از ته هر حلقه روزِ روشنی در شبِ زلف است ایامی که می‌باید مرا

💡 حریفان مغتنم دارید دور کامرانی را درین محفل به‌کام بخت ما هم بود ایامی

💡 جوابش داد غنچه، تو ز پا و سر خبر داری تو در دام خبرهایی، چو در تاریخ ایامی

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز