امپراطوری

لغت نامه دهخدا

امپراطوری. [ اِ پ ِ ] ( حامص ) رجوع به امپراتوری شود.

فرهنگ فارسی

۱ - شاهنشاهی کردن. ۲ - سلطنت و حکومتی که در رائ س آن امپراطور قرار دارد. ۳ - مجموع. ممالک و نواحیی که تحت سلطنت امپراطور است شاهنشاهی. ۴ - مجموع. ممالکی که تحت نظر دولتی مقتدر اداره شود.

ویکی واژه

impero

جمله سازی با امپراطوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۸۸ خورشیدی وی در یک سخنرانی بیان کرد: اشاره من به عدم امکان فروپاشی آمریکا که در سفر قبلی‌ام به نیویورک گفتم و در مطبوعات داخلی هم بازتاب بسیاری داشت بر پایه این تحلیل بود که اساساً ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آمریکا به گونه‌ای نیست که این کشور مانند شوروی دچار فروپاشی شود. منظور ما از فروپاشی، فروپاشی امپراطوری آمریکا است.

💡 ارمنی‌هایی که امروزه در ترکیه زندگی می‌کنند بازماندگان جامعهٔ بزرگ‌تری هستند که به مدت هزاران سال قبل از تأسیس امپراتوری عثمانی وجود داشت. تعداد شهروندان ارمنی امپراطوری عثمانی قبل از جنگ جهانی اول بین دو تا دو و نیم میلیون نفر تخمین زده می‌شود. در طی دوران امپراطوری عثمانی ارمنی‌ها همانند یونانیان و یهودیان در کسب و کار و تجارت فعال بودند.

💡 در سال ۱۸۵۱ ناپلئون سوم با کودتا به جمهوری دوم پایان داد و امپراطوری دوم فرانسه را بنیاد نهاد. کنستانس نیز مانند بسیاری از سوسیالیست‌ها امپراتور را مدافع حقوق مردم می‌دانست؛ و اقدام به چاپ کتابی نمود و حکومت جدید را سوسیالیم راستین خواند ولی بعد از مدتی با تغییر چهره امپراتور به عنوان شخصیتی دیکتاتور مأموران حکومتی او را به جرم انتشار نوشته‌هایی ضد امپراتور بار دیگر در سال ۱۸۵۵ دستگیر کردند.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز