زمان سیر

لغت نامه دهخدا

زمان سیر. [ زَ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از سریعالسیر است. ( آنندراج ).مسافر شتاب زده و تندرو. ( ناظم الاطباء ):
سبکسارند چرخ و انجم از عزم زمان سیرش
گرانبارند گاو و ماهی از حلم زمین سنگش.اثیرالدین اخسیکتی ( از آنندراج ).رجوع به زمان و زمانه ٔگردش شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از سریع السیر است مسافر شتاب زده و تندرو.

فرهنگستان زبان و ادب

{travel time} [ژئوفیزیک] مدت زمان لازم برای رسیدن موج لرزه ای از چشمه به لرزه سنج

ویکی واژه

مدت‌زمان لازم برای رسیدن موج لرزه‏ای از چشمه به لرزه‏سنج.

جمله سازی با زمان سیر

💡 سبکسارند چرخ و انجم عزم زمان سیرش گران بارند، گاو و ماهی از حلم زمین سنگش

💡 بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است

💡 دل من آن زمان سیراب گردد که در چاه ذقن افکنده باشی

💡 بگفت اکنون زمان سیر باغ است نه وقت کار، هنگام فراغ است

💡 از دلم هرگز نپرسد آن نگار از مراعات زمان سیر آمدم

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز