تغلیط

لغت نامه دهخدا

تغلیط. [ ت َ ] ( ع مص ) کسی را به غلط منسوب کردن. ( زوزنی ) ( صراح ). به غلط منسوب کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در غلط انداختن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در غلط انداختن کسی را و به غلط منسوب کردن. ( آنندراج ). غلط کسی را گفتن یا به غلط منسوب کردن او را. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) به غلط نسبت دادن، به غلط انداختن.

فرهنگ عمید

۱. به غلط انداختن.
۲. به غلط نسبت دادن.

جمله سازی با تغلیط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن دیو و پری ساخته از پی تغلیط تا شیشه نماید به نظر آب مسرد

💡 و الرجس اسم لکل مکروه. او متقذّر و الرجز ابلغ من الرجس و انکر منه و هو اسم کل مکروه. فی القرآن الرجز العذاب فی مواضع و الرجس اسم الشیطان و تغلیطه و وسوسته.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز