dishonour
🌐 بیآبرویی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 با بیاحترامی رفتار کردن
📌 از پرداخت (چک، برات و غیره) خودداری کردن یا قصور ورزیدن
📌 با اغوا یا تجاوز، باعث بیآبرویی (زن) شدن
📌 فقدان آبرو یا احترام
📌 حالت شرم یا ننگ
📌 شخص یا چیزی که باعث از دست رفتن آبرو میشود
📌 توهین؛ بیاحترامی
📌 امتناع یا عدم پذیرش یا پرداخت سند تجاری
جمله سازی با dishonour
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Goff quoted how Churchill had rebuked then UK Prime Minister Neville Chamberlain: "You had the choice between war and dishonour. You chose dishonour, yet you will have war."
گاف نقل قولی از چرچیل آورد که چگونه نویل چمبرلین، نخست وزیر وقت بریتانیا، را سرزنش کرده بود: «شما میتوانستید بین جنگ و ننگ یکی را انتخاب کنید. شما ننگ را انتخاب کردید، اما جنگ را خواهید داشت.»
💡 Manchester Area Coroner, Zak Golombeck, said Mr Burke, 36, "died with bravery and valour and was sadly killed by cowardice and dishonour".
زک گلومبک، پزشک قانونی منطقه منچستر، گفت آقای بورک، ۳۶ ساله، «با شجاعت و دلاوری درگذشت و متأسفانه با بزدلی و بیآبرویی کشته شد.»
💡 "This blatant act of erasure not only distorts the truth of our history, but it also dishonours the immense contributions of transgender individual," the statement said.
در این بیانیه آمده است: «این اقدام آشکار حذف [تاریخ] نه تنها حقیقت تاریخ ما را تحریف میکند، بلکه به مشارکتهای عظیم افراد تراجنسیتی نیز بیاحترامی میکند.»
💡 He would not dishonour his mentor by plagiarizing, even under crushing pressure to publish quickly.
او حتی تحت فشار خردکننده برای انتشار سریع اثر، حاضر نبود با سرقت ادبی به استادش بیاحترامی کند.
💡 Headlines threatening to dishonour the charity ignored audited reports that told a steadier, kinder story.
تیترهایی که تهدید به بیآبرو کردن موسسه خیریه میکردند، گزارشهای حسابرسیشدهای را که داستانی استوارتر و مهربانتر را روایت میکردند، نادیده گرفتند.
💡 To dishonour a debt risks losing partnerships more valuable than any short-term cash.
نپرداختن بدهی، خطر از دست دادن شراکتهایی را به همراه دارد که از هر پول نقد کوتاهمدتی ارزشمندترند.