وسوء
🌐 بد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فقیر
📌 بد
📌 بیمار
📌 ضعیف
جمله سازی با وسوء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الانتفاضة رسالة واضحة ضد الفساد وسوء الإدارة.
این قیام پیام روشنی علیه فساد و سوء مدیریت بود.
💡 لاحظ الطبيب تغيرات في الجسم بسبب الإجهاد وسوء النوم.
پزشک متوجه تغییراتی در بدن به دلیل استرس و خواب نامناسب شد.
💡 تحرك حاجب العين قليلًا بسبب التعب الطويل وسوء النوم.
ابرو به دلیل خستگی طولانی مدت و خواب نامناسب کمی جابجا شد.
💡 قال الطبيب إن كل هذا الإرهاق سببه قلة النوم وسوء التغذية.
دکتر گفت که تمام این خستگی ناشی از کمبود خواب و تغذیه نامناسب است.
💡 وسوء استخدامها بما يتوافق مع روح االستبداد القائمة
و سوءاستفاده از آن مطابق با روحیه غالب استبداد
💡 تأخرت الزیارة بسبب ازدحام الطريق وسوء الأحوال الجوية.
این بازدید به دلیل ترافیک و شرایط نامساعد جوی به تعویق افتاد.
💡 أدى وسوء التخطيط إلى تأخير المشروع عدة أسابيع.
برنامهریزی ضعیف منجر به تأخیر چند هفتهای در پروژه شد.
💡 قرر الصديقان أن جددا علاقتهما بعد سنواتٍ من الانقطاع وسوء الفهم.
این دو دوست پس از سالها دوری و سوءتفاهم تصمیم گرفتند رابطهشان را از سر بگیرند.
💡 حذر الطبيب من وسوء التغذية وتأثيرها على صحة الأطفال.
این پزشک نسبت به سوءتغذیه و تأثیر آن بر سلامت کودکان هشدار داد.