attorney
🌐 وکیل
اسم (noun)
📌 وکیل دادگستری؛ وکیل دادگستری
📌 وکیلِ رسمی؛ نماینده
جمله سازی با attorney
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The U.S. attorney’s office in Sacramento declined to comment.
دفتر دادستانی ایالات متحده در ساکرامنتو از اظهار نظر در این مورد خودداری کرد.
💡 talked to the count's attorney about buying land from his estate
با وکیل کنت در مورد خرید زمین از املاکش صحبت کرد
💡 Court records did not list an attorney for Raygoza, 37, of Riverside.
در سوابق دادگاه، وکیلی برای رایگوزا، ۳۷ ساله، اهل ریورساید، ذکر نشده است.
💡 He has vocally encouraged his attorney general to target political opponents.
او آشکارا دادستان کل خود را تشویق کرده است که مخالفان سیاسی را هدف قرار دهد.
💡 It is unclear whether Mr Roberts has hired an attorney to speak on his behalf.
مشخص نیست که آیا آقای رابرتز وکیلی را برای صحبت از طرف خود استخدام کرده است یا خیر.