لغت نامه دهخدا - صفحه 2833
- دو نبش
- اعتلان
- موردهن
- سباده
- نکی
- پسامتیک سوم
- مشک خال
- قره مسجد
- ماردی
- سوزم
- خرتوت بربری
- بیهوش گردانیدن
- فرو جهیدن
- عاقبت بینی
- رواسم
- کدیزاد
- زنگینوند
- ذواصبح
- اقاصیص
- برماسش
- فریدر
- شقیقتین
- نورافکن
- شادی فزایی
- زرچه
- واحد ارتشی
- بابشی
- تراکاستن
- سپاهانی
- والانژاد
- دیباجتان
- هبنه
- میهن خواه
- گندنده
- صنادل
- طفیلی کردن
- کلگه امیرشیخی
- الوف سوم
- اشوکبار
- ماقدونی
- فرق افشان
- دودسته
- کچپ
- نقوی
- تامین دلیل
- لاتار گذاشتن
- شنتریه
- کتل کوه
- غلامحسین میرزا
- مژده بردن
- سارق الید
- نغضان
- چست بستن
- عابر
- کامجو ی
- زاکیه
- تیشه زدن
- مجترح
- تترح
- توطئه دیدن