لغت نامه دهخدا
واحد ارتشی. [ ح ِ دِ اَ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) واحد نظامی. دسته ای از سربازان که تحت فرماندهی رئیسی باشند. کوچکترین واحد ارتشی جوخه است بنابراین گردان، هنگ، واحد تانک و واحد زره پوش همه واحدهای ارتشی به شمار میروند.
واحد ارتشی. [ ح ِ دِ اَ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) واحد نظامی. دسته ای از سربازان که تحت فرماندهی رئیسی باشند. کوچکترین واحد ارتشی جوخه است بنابراین گردان، هنگ، واحد تانک و واحد زره پوش همه واحدهای ارتشی به شمار میروند.
واحد نظامی دسته ای از سربازان که تخت فرماندهی رئیسی باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ژوئیهٔ ۱۹۵۸ پادشاهی هاشمی در عراق سرنگون شد و بهجای آن جمهوری عربی ناسیونالیستی حاکم شد. در ۱۹۶۹ یک پادشاهی دیگر در لیبی به وسیلهٔ جنبش افسران آزاد لیبی به رهبری قذافی ساقط شد. در ۱۹۶۹ یک توطئه از طرفداران ناصر علیه عربستان کشف شد که عدهای از افسران و کادر نظامی این کشور در آن دست داشتند. ناصر برای کمک به شورشیان علیه پادشاه یمن شمالی یک واحد ارتشی بدان کشور گسیل داشت که نتیجهای نداشت و طبق قراردادی که بین مصر و عربستان امضا شد مصر ۲۰۰۰۰ نیروی خود را از یمن خارج کرد. اتحاد مصر و سوریه بههم خورد و در جریان جنگ ششروزه مصر متحمل تلفات سنگین از جانب اسرائیل شد و شبهجزیرهٔ سینا را از دست داد. همهٔ اینها به تضعیف و کاهش وجههٔ ناصر کمک کرد.
💡 در روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد، زاهدی پنهان بود و تنها توانسته بود ارتباطاتی با برخی از دوستان قدیمی خود در نیروهای شهرستانی ارتش پیدا کند. به گفته اردشیر زاهدی، پسرش، قرار بود چند واحد ارتشی از اصفهان و کرمانشاه به سمت تهران حرکت کرده و تا در ادامه طرح کودتا مصدق را وادار به پذیرش فرمان شاه کنند؛ ولی با موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، عملیات نظامی مورد نظر زاهدی انجام نگرفت. در این روزها مهمترین کار زاهدی و فرزندش، تکثیر و پخش فرمان شاه مبنی بر نصب زاهدی و مذاکره موفقیتآمیز با نیروهای مذهبی و روحانیون بود. در نتیجه آنان با صدور تلگرافهایی به شاه، به او که از بغداد به رم رفته بود، اطمینان دادند که با این انتصاب موافقند.