طفیلی کردن

مترادف‌ها

انگل‌وار بودن، مزاحم بودن

متضادها

سودمند بودن، نفع رساندن، مفید بودن

لغت نامه دهخدا

طفیلی کردن. [ طُ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلاشی. بر سر خوان کسی ناخوانده رفتن. تطفیل. ( تاج المصادر ) ( دهار ).

فرهنگ فارسی

کلاشی بر سر خوان کسی ناخوانده رفتن تطفیل.

جمله سازی با طفیلی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا نام وی بتذکره مدحتت بود زود آشنا شود چو طفیلی بمیهمان

💡 دماغ خشک اعادی دین و ملت را شده کلام مفیدش طفیلی سودا

💡 بر سر خوان قناعت شده همکاسهٔ عقل چند پرسی چو طفیلی خبر مهمانی

💡 در دل غم عراقی و آنگاه عشق باقی در خانهٔ طفیلی مهمان چه کار دارد؟

💡 اگر داند که در گنجد طفیلی مرا از جمع آن جمهور دارد

💡 برخی از شرکت‌های بزرگ با استفاده از استراتژی‌های ناعادلانه، شروع به طفیلی کردن کسب‌وکارهای کوچک و نوپا کرده و سود آن‌ها را از بین می‌برند.

💡 در اکوسیستم‌های طبیعی، برخی موجودات با طفیلی کردن بدن میزبان خود، تمام انرژی و مواد مغذی لازم برای بقای خود را از آن می‌گیرند.

💡 او تلاش داشت با طفیلی کردن ایده‌های دیگران، خود را به عنوان یک مخترع بزرگ در جامعه معرفی کند، اما در نهایت شکست خورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران