طفیلی کردن

لغت نامه دهخدا

طفیلی کردن. [ طُ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلاشی. بر سر خوان کسی ناخوانده رفتن. تطفیل. ( تاج المصادر ) ( دهار ).

فرهنگ فارسی

کلاشی بر سر خوان کسی ناخوانده رفتن تطفیل.

جمله سازی با طفیلی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا نام وی بتذکره مدحتت بود زود آشنا شود چو طفیلی بمیهمان

💡 دماغ خشک اعادی دین و ملت را شده کلام مفیدش طفیلی سودا

💡 بر سر خوان قناعت شده همکاسهٔ عقل چند پرسی چو طفیلی خبر مهمانی

💡 در دل غم عراقی و آنگاه عشق باقی در خانهٔ طفیلی مهمان چه کار دارد؟

💡 اگر داند که در گنجد طفیلی مرا از جمع آن جمهور دارد

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز