دیکشنری کاربران - صفحه 6
- وسیله پهن کردن خمیر
- موجود مهیب افسانه ای
- دولتشهر یونان باستان
- ارتفاع و درازای چیزی
- سید محمدعلی انگجی
- کنایه از اطاعت کردن
- چشم به راه و منتظر
- در کنار غذا می خورند
- در خاطره ثبت کردن
- در چهارچوب قوانین
- پای کسی حساب کردن
- حق به دست کسی بودن
- مرکز استان کرمانشاه
- کنایه از شکست خوردن
- رابطهای را بهم زدن
- دو درس ادبی و نوشتنی
- چشم روی هم گذاشتن
- جای چیزی را گرفتن
- دست زیر بال کسی کردن
- در حاشیه قرار گرفتن
- در تمام طول این مدت
- میوه ای از نوع خربزه
- آخرین ماه سال میلادی
- بوجود اوردن اشفتگی
- شرکت دخانیات ایران
- دست در گریبان بودن
- دوچرخه سوار امریکایی
- درهم شکسته و خرد شده
- از اعتبار انداختن
- در صبحانه میل کنید
- بدون هیچ کم و کاستی
- دست در آغوش کسی کردن
- بر سر دوستان ننهید
- کنایه از درگیر شدن
- کنایه از تسلیم شدن
- مشترک مجله و روزنامه
- پایتخت جمهوری غنا
- از خواب بیدار کردن
- بازیگر مطرح ایرلندی
- سید کاظم احمدزاده
- در خفا نقشه کشیدن
- پایتخت سنت وینسنت
- پایتخت افغانستان
- کنایه از فریب دادن
- چشم به جهان گشودن
- در شک و گمان انداختن
- از پیچیدگی دراوردن
- مدبر و هوشمندی داشتن
- دور کردن از پیش خود
- اختصاص یافته یا ویژه
- پایتخت السالوادور
- نام قدیم شهر گرگان
- کنایه از یاری کردن
- از راه خار برداشتن
- از تب و تاب افتادن
- مرکز فرمانروایی کشور
- دشنام گو یا ناسزا گو
- آبی از کسی گرم نشدن
- دستگاه ضبط صوت همراه
- در خانه بستن بر کسی