دیکشنری کاربران - صفحه 7
- در چشم مردم سبک شود
- محل جنگ علی با خوارج
- وسیله ای در اتومبیل
- در فکر چیزی کسی بودن
- از خوراک چهارپایان
- برق زننده یا تابان
- کنایه از قبول کردن
- برآمدن و انجام دادن
- در دهان افتادن چیزی
- به عهده کسی گذاشتن
- در داد و داور کشیدن
- مطابق رسم و وضع ظاهر
- کنایه از گناه کار
- کنایه از گریه کردن
- مخفی شدن به قصد شکار
- پای در دامن کشیدن
- ماه پنجم سال میلادی
- معادل فارسی اساماس
- در راستای منافع ملی
- امیرحسین گل محمدی
- در دوستی پایدار است
- در دهان را چفت کردن
- کنایه از نازا و عقیم
- در حساب بودن از کسی
- در مدت زمان کوتاهی
- پای کسی را نگرفتن
- از اقصی نقاط دنیا
- مرکز بوسنی و هرزگوین
- مظهر صلابت و استواری
- از خانه بیرون کردن
- مرکز جمهوری ارمنستان
- بنیانگذار ترکیه جدید
- نوعی هواپیمای سریع
- دریای مرزی ایتالیا
- نوعی واکنش هسته ای
- درا م نویس فرانسوی
- دومین دوره شاهنامه
- دوچرخه سوار می زند
- دومین پادشاه قاجار
- خوراک ابدار ایرانی
- خالق اثر معبد پارم
- نوعی ورزش با چوگان
- نوعی عملیات تردستی
- بیماری کمبود پروتئین
- به زبان آوردن و تکلم
- نوعی شیرینی شکلاتی
- پادشاه مقتدر و توانا
- پادشاه اول لقب گرفته
- بنام ترین ملکه فرعون
- دریاچه ای در اتریش
- حکومت مردم بر مردم
- بین عدسی و شبکیه چشم
- بیماری عفونی همه گیر
- بیرون روندگان از دین
- بندگان مقرب پروردگار
- بند آمدن یا بسته شدن
- درخشان یا نوردهنده
- نوعی ماشین کشاورزی
- نوعی ماشین راهسازی
- پارچه نفیس از ابریشم