لغت نامه دهخدا - صفحه 3382
- ذامل
- قرائن
- ناشخود
- تجفیل
- دل شکر
- دار ابن یوسف
- شرم الوده
- عملقه
- سبعه ٔ معلقه
- بزه مندی
- رثائه
- حریفی نهاوندی
- هوید
- اندوه گسار
- افتاب پرورد
- نقاعه
- چینی بندزنی
- انتظام
- داد خواهنده
- اسفندان
- ماهانوئیه
- شاهدی دده
- شاهزاده علی اک
- گره بر ابرو درا
- شری مری
- ارکاس
- دوبشک
- ابن خلال قاضی
- معلم کوه
- ملا علی نوری
- هیجی
- پلاسی
- مدج
- نالان شدن
- خورشید تاب
- ارسطا
- سایله
- ملدام
- جوئیدن
- شصت پاره
- خجالت زدگی
- ربودنی
- عسطوس
- رودنواز
- فغان داشتن
- یوب
- خطاطان
- بیهوش دارو
- کارد و چنگال
- کاکائیه
- افاوج
- اصطلخ سر
- کچلانلو
- مهجوم
- مدار رأس السرطا
- یوغور
- عینک دان
- غوطه زدن
- ابن حیوس
- نامجزی