اسفندان

مترادف‌ها

اسفند

لغت نامه دهخدا

اسفندان. [ اِ ف َ ] ( اِ ) شجرالاسفندان تخم آن حُرف است. ( ذخیره خوارزمشاهی ). اسپندان. رجوع به حُرف و حب الرشاد و اسفندان گرد شود.
اسفندان. [ اِ ف َ ] ( اِخ ) موضعی در شهرخواست ( فرح آباد مازندران ). رجوع بسفرنامه ٔمازندران و استراباد رابینو ص 12 بخش انگلیسی شود.

فرهنگ معین

(اِ فَ ) (اِ. ) ۱ - خردل. ۲ - افرا.

فرهنگ عمید

= خردل

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان رودپی بخش مرکزی شهرستان ساری ۱۷ کیلومتری شمال ساری. سکنه آن ۱۵٠ تن لهجه مازندرانی آب آن از رودخانه تجن محصول برنج غلات صیفی پنبه کنف شغل مردم زراعت.
( اسم ) ۱ - خردل ۲ - افرا

دانشنامه عمومی

اسفندان (دیشموک). اسفندان یک روستا در ایران است که در دهستان بهمئی سرحدی غربی واقع شده است. اسفندان ۹۷۶ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

خردل.
افرا.

جمله سازی با اسفندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آرامگاه خاندان دارابی (۲) مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان کمیجان، بخش مرکزی، دهستان اسفندان، روستای وفس، محله میان داران واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۰۴۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است همچنان خاندان دارابی در حال زندگی در وفس میباشند.

💡 به سی وسه امشاسفندان پاک به نارو به باد و به آب وبه خاک

💡 در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی، سوزاندن اسفندان به عنوان راهی برای دفع چشم‌زخم و ایجاد فضایی معنوی و آرام در منازل استفاده می‌شود.

💡 گیاه اسفندان دارای خواص دارویی بسیار متنوعی است که در طب سنتی برای درمان برخی بیماری‌های مختلف و بهبود سلامت عمومی به کار می‌رود.

💡 وقتی بوی خوش اسفندان در فضای خانه پخش می‌شود، بسیاری از افراد احساس می‌کنند که محیط اطرافشان از انرژی‌های منفی پاکسازی شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران