رودنواز

لغت نامه دهخدا

رودنواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) نوازنده رود. آنکه رود نوازد. رودساز. رودسرای. سازنده و نوازنده رود که نام سازی معروف بوده است. رودزن. مطرب:
زیغبافان را با وشی بافان بنهند
طبل زن را بنشانندبر رودنواز.ابوالعباس.او هوای دل من جسته ومن صحبت او
من نوازنده او گشته و او رودنواز.فرخی.مطربان رودنواز و رهیان زرافشان
دوستداران می خوار و بدسگالان غمخور.فرخی.با هزار آوا از سرو برآرد آواز
گوید او را مزن ای باربد رودنواز.منوچهری.گرش پنهانک مهمان کنی از عامه بشب
طبعساز و طربی یابیش و رودنواز.ناصرخسرو.رجوع به رود و رودساز و رودنوازی و رود نوازیدن شود.

فرهنگ معین

(نَ ) (ص فا. ) نوازنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - نوازنده رود. ۲ - مطرب رامشگر.
آنکه رود نوازد. رود ساز. رود سرای

ویکی واژه

نوازنده.

جمله سازی با رودنواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا هزارآوا از سرو برآرد آواز گوید: او را مزن ای باربد رودنواز

💡 همی چه‌گفتم‌گفتم‌که با فضایل من نه باده باید و ساقی نه رود و رودنواز

💡 مطربان رودنواز و رهیان زرافشان دوستداران همه می خوار ومخالف غمخور

💡 بهار چنگ‌سرای و بهار رودنواز بهار ساغرگیر و بهار باده گسار

انقاذ یعنی چه؟
انقاذ یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز