ساغرگیر
ساغرگیر به معنای کسی است که ساغر را میگیرد و به نوعی به بادهنوشی و میگساری اشاره دارد. این واژه در فرهنگ فارسی به عنوان یک اصطلاح برای توصیف افرادی به کار میرود که به نوشیدنیهای الکلی علاقهمند هستند و در محافل خراباتی و بادهپرستی حضور دارند. ساغرگیران معمولاً به مراسمهای اجتماعی و جشنها میپیوندند که در آنها نوشیدنیهای مختلف سرو میشود و بادهگساری بخشی از آداب و رسوم آنهاست.
در ادبیات فارسی، به عنوان نمادی از زندگی پرشور و آزادی دیده میشود. این اصطلاح به نوعی نشاندهندهی روحیهی شاداب و پرجنبوجوش افرادی است که در جستجوی لذتهای دنیوی و فرار از قید و بندهای اجتماعی هستند. به همین دلیل، ساغرگیر نه تنها یک بادهنوش، بلکه نمایندهی یک فرهنگ و سبک زندگی خاص است که در آن، فرد به دنبال لذت و خوشی در لحظات زندگیاش میباشد.
این افراد به نوعی در زمرهی میگساران قرار میگیرند و در محافل مختلف به عنوان بادهپرستان شناخته میشوند. ساغرگیران با گسترش فرهنگ بادهنوشی، به حفظ و انتقال این سنتها و آداب اجتماعی کمک میکنند. این واژه در واقع به نوعی نماد زندگی اجتماعی و تعاملات انسانی در جامعهای است که بادهپرستی بخشی از زندگی روزمرهاش به شمار میرود.
مترادفها
ساقی، پیمانهدار
لغت نامه دهخدا
ساغرگیر. [ غ َ ] ( نف مرکب ) ساغرگیرنده. باده خوار. میگسار. خراباتی. باده پرست. باده گسار:
خرقه رهن خانه خمار دارد پیر ما
ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما.خواجو( دیوان ص 48 و373 ).لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی، یارب که را داور کنم ؟حافظ.
فرهنگ معین
(غَ ) (ص فا. ) باده خوار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) باده خوار میگسار.
ویکی واژه
باده خوار.
جمله سازی با ساغرگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نامِ فِسق داوری دارم بسی یا رب، که را داور کنم؟
💡 چو ساغر گیرد اندر چشم دیدار طرب دارد چو خنجر گیرد اندر گوش لبیک ظفر دارد
💡 دستِ آن شمشادِ ساغرگیر گیر سویِ آن سروِ صنوبرپویْ پوی