دیکشنری کاربران - صفحه 4
- به حول و ولا افتادن
- موجود خیالی غیر مرئی
- مخترع ماشین کاغذسازی
- کمربند مقدس کشیشــان
- دوران دوم زمین شناسی
- اقتصاددان بریتانیایی
- واحد پول سابق فنلاند
- گول زدن و اغفال کردن
- سید مهدی سیدصالحی
- سخن ناامید کننده
- از ان موقع به بعد
- بازیکن سابق سپاهان
- کنایه از چشم معشوق
- خودتو جمع و جور کن
- از جزایر بزرگ جهان
- از توابع شهر نایین
- هیاهوی مردم در شادی
- برکسی بخت خندان بودن
- ناحیه تفریحی ایتالیا
- علامت اختصاری پتاسیم
- عدد پنج به زبان ترکی
- منسوب به کار نسنجیده
- برف بی صدا می بارد
- وسیله سوزاندن کالری
- حوزه انتخابیه شبستر
- بیمارستان گلسار رشت
- آتش در خرمن کسی زدن
- کنایه از مراجعه کردن
- دریوزگی و گدائی کردن
- موجب تامین زندگی کسی
- در حال خطر انقراض
- از میوه های درختی
- از روی لغزش و خطا
- از اقصی نقاط جهان
- یک نشانه از ملاطفت
- تاسیس کننده و بانی
- بی جنبش یا بی حرکت
- ماه آخر سال میلادی
- در شرف افتادن بودن
- خدا به دادمون برسه
- حضور به هم رساندند
- وزارت ورزش و جوانان
- دست سؤال دراز کردن
- ای ایران ای مرزپرگهر
- بیمارستانی در تهران
- متفاوت با آن یا بعدی
- شکست خورده در مسابقه
- دومین قدرت نفتی جهان
- اختراعی از گراهام بل
- سید رسول مهاجر حجازی
- دست به دهان رسیدن
- در تحت تصرف آوردن
- درجه ای در آیین مسیح
- بدترکیب و زشت صورت
- از دماغ فیل افتاده
- از خودروهای ایرانی
- در حمام پیدا می شود
- وسیله ای برای پرواز
- زبان کشیدن به بستنی
- زبان کسی مو درآوردن