يدا
🌐 دستها
اسم (noun)
📌 لدا
📌 لریدا
جمله سازی با يدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفع الطفل يدا ه بحماس عندما سمع اسمه في الصف.
کودک وقتی اسمش را در کلاس شنید، با هیجان دستانش را بالا برد.
💡 غسل العامل يدا ه جيدًا قبل أن يبدأ تحضير الطعام.
کارگر قبل از شروع به آماده کردن غذا، دستهایش را کاملاً شست.
💡 تبتْ يدا العامل بعد يوم طويل من حمل الصناديق الثقيلة.
دستهای کارگر پس از یک روز طولانی حمل جعبههای سنگین، درد میکرد.
💡 حمرت يدا العاملِ من كثرةِ العملِ في البردِ أثناءَ إصلاحِ البابِ الخارجيِّ.
دستهای کارگر از شدت کار در سرما هنگام تعمیر درب بیرونی قرمز شده بود.
💡 ارتجفتْ يدا الطفلِ من الخوف عندما سمعَ صوتَ الرعدِ القويِّ فوقَ البيتِ مباشرةً.
وقتی کودک صدای رعد و برق بلند را درست بالای خانه شنید، دستانش از ترس لرزید.
💡 وخشنت يدا العامل بعد أشهر من العمل في الورشة دون قفازات.
دستان کارگر پس از ماهها کار بدون دستکش در کارگاه، زبر شده بود.
💡 بردتا يدا الطفل عندما ظل يلعب في الساحة دون قفازين.
دستهای کودک از بازی کردن در حیاط بدون دستکش سرد شده بود.