مغرقة

🌐 غرق شدن

«مُغْرِقَة» مؤنثِ «مُغْرِق» است و به معنای «غرق‌کننده» یا «چیزی که باعث غرق شدن می‌شود» به‌کار می‌رود. گاهی نیز برای توصیف وضعیتی بسیار شدید، فراگیر یا افراطی استفاده می‌شود؛ مثل اندوهی که انسان را در خود فرو می‌برد. این واژه در سیاق‌های ادبی و توصیفی دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شربتی

📌 آرام کردن

جمله سازی با مغرقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أصبحتِ الغرفةُ مغرقةً بالرطوبةِ بسببِ تسربِ الماءِ من السقفِ.

اتاق به دلیل چکه کردن آب از سقف، نمناک شده بود.

💡 كانت الساحةُ مغرقةً بالأضواءِ ليلةَ الاحتفالِ الوطنيِّ الكبيرِ.

میدان در شب جشن بزرگ ملی غرق در نور بود.

💡 بإيماءة مغرقة في الحلاوة، قدمت له باقة من الزهور الملونة.

با حرکتی سرشار از شیرینی، دسته گلی رنگارنگ به او تقدیم کرد.

💡 وجدنا الطريقَ مغرقةً بالطينِ بعدَ المطرِ الغزيرِ الذي هطلَ مساءً.

بعد از باران شدیدی که عصر بارید، جاده را پوشیده از گل و لای یافتیم.

💡 عزفت الموسيقى بشكل مغناطيسي، مغرقة المستمعين في حالة من الهدوء.

موسیقی با قدرت مغناطیسی پخش می‌شد و شنوندگان را در حالتی از آرامش فرو می‌برد.

💡 المعزوفات الموسيقية للقيثارة ملأت الغرفة، مغرقة الجميع في حالة من السكون.

صدای گیتار تمام فضا را پر کرده بود و همه را در سکوت فرو برده بود.

کلمات مرتبط