«بر آهو سوار شدن» یک اصطلاح فارسی کنایی است که در ادبیات و گفتار قدیم به کار رفته است. این عبارت به ظاهر به سوار شدن بر آهو اشاره دارد، اما در واقع معنای آن جلد و شتاب رفتن است. یعنی کسی که مانند آهوی سبکبال حرکت میکند، به سرعت و چابکی میدود یا میرود. همچنین این ترکیب کنایهای از اراده بسیار در حرکت کردن و تیز رفتن نیز هست. در حقیقت، وقتی گفته میشود کسی «بر آهو سوار شد»، منظور این است که او با سرعت، چابکی و تلاش فراوان به سوی مقصد حرکت کرده است. این تعبیر بیشتر در متون ادبی، شعر و حکایات کهن دیده میشود و به توانایی جسمانی و سرعت عمل شخص اشاره دارد. به طور خلاصه، «بر آهو سوار شدن» یعنی حرکت سریع و چابک، یا دویدن و رفتن با تمام قدرت و شتاب. این اصطلاح تصویری از چابکی و تیزروی انسان ارائه میدهد که خواننده یا شنونده به سرعت و تلاش فراوان او پی میبرد. در نتیجه، این عبارت هم کنایه از سرعت و شتاب رفتن است و هم نماد تلاش و اراده برای رسیدن به مقصد.
بر اهو سوار شدن
لغت نامه دهخدا
( بر آهو سوار شدن ) بر آهو سوار شدن. [ ب َ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به آهو سوار شدن. کنایه از جلد و شتاب رفتن. ( آنندراج ):
شدند آن هزبران آئین شکار
بر اندازِ آهو بر آهو سوار.هاتفی ( آنندراج ).چون روان شد شاه شیرافکن به آئین شکار
ازبرای شیر کشتن گشت بر آهو سوار.امیرخسرو ( آنندراج ).|| کنایه از اراده بسیار دویدن کردن و تیز رفتن. ( آنندراج ).