حشم

🌐 احترام

«حشم» در عربی به معنای خدم و حشم، یعنی خدمتکاران، همراهان، اهل خانه یا کسانی است که در اطراف شخصی به خدمت و وابستگی زندگی می‌کنند. همچنین در بعضی موارد به هیبت، شرم و وقار هم مربوط می‌شود، اما معنای رایج‌تر آن همان «خدم و خدمت‌کاران» است.

فعل (verb)

📌 خجالت دادن

جمله سازی با حشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دخلَ الضيفُ إلى المجلسِ وسطَ حشمٍ كبيرٍ من أفرادِ العائلة.

مهمان در میان جمعیت زیادی از اعضای خانواده وارد مجلس شد.

💡 أظهرَ الموظفُ حشمًا واضحًا في تعاملهِ مع كبارِ السن.

کارمند در برخورد با سالمندان احترام آشکاری نشان داد.

💡 كانت هناكَ مجموعةٌ من الحشمِ تقفُ عندَ بابِ القصرِ القديم.

گروهی از خدمتکاران دم درِ کاخ قدیمی ایستاده بودند.