تشبو

🌐 چوبو

این واژه از ریشه «ش ب و / ش ب ب» به‌نظر می‌رسد و در کاربردهای نزدیک، معنای «شبیه شدن»، «مانند شدن» یا «رو به جوانی / شباب آوردن» را می‌رساند، هرچند شکل دقیق و رایج آن در عربی کلاسیک کمتر به این صورت دیده می‌شود. اگر منظور از آن از باب «تشبّه» باشد، مفهومش این است که چیزی خود را به چیزی دیگر شبیه کند یا صفت آن را بگیرد. در فارسی، بسته به متن، می‌توان آن را «شبیه می‌شود» یا «مانند می‌گردد» ترجمه کرد.

جمله سازی با تشبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قد تشبو الفتنةُ في المجتمع إذا انتشر الكلام غير المسؤول.

اگر سخنان غیرمسئولانه رواج یابد، ممکن است در جامعه اختلاف ایجاد شود.

💡 كثيرًا ما تشبو النارُ في المخيمات بسبب الرياح الجافة.

به دلیل بادهای خشک، اغلب در اردوگاه‌ها آتش‌سوزی رخ می‌دهد.

💡 ‬في الحقيقة‬ ‫أني أجد الكتابة تشبو محاولة تحرير المدف والبمداف أو استكشافيا؛‬ ‫إذ أننا حيف نكتب نطمؽ الحرية ألفكارنا‪

در واقع، من نوشتن را چیزی شبیه به تلاشی برای آزادسازی ذهن و افکار یا یک تلاش اکتشافی می‌دانم؛ زیرا وقتی می‌نویسیم، آزادی ایده‌هایمان را آزاد می‌کنیم.

💡 ‬بؿ تجعؿ كؿ األشياء تحاوؿ أف تأخذ منؾ‬ ‫ال تشبو ً‬ ‫شيئا أو ً‬ ‫وبالكاد تحاذيؾ‪.

اما تو همه چیز را وادار می‌کنی که سعی کند از تو بگیرد، و این به هیچ چیز یا هیچ چیز شباهت ندارد، و به سختی به تو شباهت دارد.

💡 ليت حياتنا يا صديقي تشبو إحدى صورنا التذكارية التي‬ ‫ٍ‬ ‫ٍ‬ ‫مسروقة مف العمر جمعتنا بمف‬ ‫سعادة‬ ‫أخذت لنا في أحد لحظات‬ ‫نحب‪.

کاش زندگی‌هایمان، دوست من، شبیه یکی از عکس‌های یادگاری دزدیده شده از زندگی‌مان بود، عکسی که ما را با لحظه‌ای از شادی که گرامی‌اش داشتیم، گرد هم آورد.

💡 لا تترك الأوراق قرب المدفأة حتى لا تشبو فيها النار فجأة.

کاغذها را نزدیک بخاری نگذارید، مبادا ناگهان آتش بگیرند.

کلمات مرتبط