المسبح

🌐 استخر شنا

«المسبح» در عربی بسته به حرکت و کاربرد می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد، اما در استعمال رایج ممکن است به «استخر» یا «محل شنا» اشاره کند، و در بعضی موارد نیز از ریشه «سبح» به معنای «تسبیح‌گو» یا «شناکننده» می‌آید. اگر منظور شما واژه‌ی رایج امروزی باشد، غالباً «استخر» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استخر

📌 پیسینا

📌 وان

📌 شنا کردن

جمله سازی با المسبح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وسبحوه في المسبح الخاص بعد أن تعلم أساسيات السباحة.

بعد از اینکه اصول اولیه شنا را یاد گرفت، او را مجبور کردند در استخر خصوصی شنا کند.

💡 وسبحه الفريق في المسبح الأولمبي استعدادًا للمنافسة القادمة.

این تیم برای آماده شدن برای مسابقات پیش رو، در استخر المپیک شنا کرد.

💡 منها يقترب الطفل من المسبح بحذر شديد لأن الأرضية كانت زلقة.

از آنجا، کودک خیلی با احتیاط به استخر نزدیک شد زیرا کف آن لغزنده بود.

💡 نحن نسبح في المسبح كل صباح قبل الذهاب إلى المدرسة.

ما هر روز صبح قبل از رفتن به مدرسه در استخر شنا می‌کنیم.

💡 جلسنا بجانب المسبح نحتسي العصير ونتحدث بهدوء.

کنار استخر نشسته بودیم، آبمیوه می‌نوشیدیم و آرام صحبت می‌کردیم.

💡 وسبع الرياضيون في المسبح الأولمبي أثناء المعسكر التدريبي الصيفي.

این ورزشکاران در طول اردوی تمرینی تابستانی، هفت روز را در استخر شنای المپیک گذراندند.