الفتن

🌐 مصائب

«الفتن» جمعِ «فتنة» است و به معنی «آشوب‌ها، فتنه‌ها، آزمایش‌ها، گرفتاری‌ها» می‌آید. در متون دینی و عربی کلاسیک، این واژه می‌تواند به معنای آزمون، وسوسه، اختلاف، یا بحران اجتماعی و سیاسی باشد. در فارسی معمولاً «فتنه‌ها»، «آشوب‌ها» یا «آزمایش‌ها» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فتنه

📌 نزاع

📌 وسوسه

📌 اختلاف و نفاق

📌 مصیبت

📌 اختلاف نظر

جمله سازی با الفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من السهل ارتكاب الخطيئة عندما تحيط بك الفتن كل يوم.

وقتی وسوسه‌ها هر روز شما را احاطه کرده‌اند، ارتکاب گناه آسان است.

💡 كثرت الفتن في بعض الفترات عندما ضعفت الثقة بين الناس.

در دوره‌های خاصی که اعتماد بین مردم ضعیف شد، درگیری‌های زیادی رخ داد.

💡 يسعى الحكماء دائمًا إلى إطفاء الفتن قبل أن تتوسع وتؤذي المجتمع.

انسان‌های خردمند همیشه در پی خاموش کردن اختلافات و درگیری‌ها هستند، پیش از آنکه گسترش یابند و به جامعه آسیب برسانند.

💡 ويتم اتهام الصحفيين الذين يجرأون على تغطية أي من ذلك بإثارة الفتن والخيانة.

روزنامه‌نگارانی که جرأت پوشش هر یک از این موارد را داشته باشند، به فتنه‌انگیزی و خیانت متهم می‌شوند.

💡 بشّرهم النبي بمومنين صادقين يثبتون على الحق رغم الفتن والضغوط.

پیامبر به آنها مژده مؤمنان واقعی را داد که با وجود سختی‌ها و مشکلات، بر حق پایدار خواهند ماند.

💡 حذرت الصحف من الفتن التي قد تنتج عن الشائعات غير الموثوقة.

روزنامه‌ها نسبت به اختلافی که می‌تواند ناشی از شایعات غیرقابل اعتماد باشد، هشدار دادند.

کلمات مرتبط