مخيخ

🌐 مخچه

«مُخَيِّخ» در عربیِ معیار واژه‌ای بسیار رایج نیست و بیشتر ممکن است شکل اشتباه‌نویسی یا واژه‌ای خاص در لهجه / متن پزشکی باشد. اگر از ریشهٔ «مخ» و پسوندهای مربوط باشد، احتمالاً به چیزی مرتبط با مغز یا بخش‌های عصبی اشاره دارد، اما بدون متن، تعریف دقیق قطعی نیست.

اسم (noun)

📌 مخچه

جمله سازی با مخيخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أشارَ الطبيبُ إلى أنَّ المخيخَ مسؤولٌ عن التوازنِ والحركةِ الدقيقةِ في جسمِ الإنسانِ.

این پزشک خاطرنشان کرد که مخچه مسئول تعادل و مهارت‌های حرکتی ظریف در بدن انسان است.

💡 التدريب على المدى الطويل هو جيد لتنمية مخيخ الأطفال، وتحسين التنسيق البدني والتوازن.

آموزش طولانی مدت برای رشد مخچه کودکان و بهبود هماهنگی فیزیکی و تعادل مفید است.

💡 قد تؤثرُ بعضُ الإصاباتِ على المخيخِ فتسببُ ضعفًا في التنسيقِ أثناءَ المشي.

برخی از آسیب‌ها ممکن است مخچه را تحت تأثیر قرار دهند و باعث اختلال در هماهنگی هنگام راه رفتن شوند.

💡 في درسِ الأحياءِ رسمَ المعلمُ المخيخَ وشرحَ مكانَهُ داخلَ الدماغِ للطلابِ.

در درس زیست شناسی، معلم مخچه را رسم کرد و محل آن را درون مغز برای دانش آموزان توضیح داد.

💡 ولكن هذا مخيخ الرجل وتصوير أعصاب دماغه تظهر بوضوح علاماته عليه، يا (مولدر).

اما این مخچه‌ی اون مرد هست و تصویربرداری مغزش به وضوح علائمش رو نشون می‌ده، مولدر.

💡 غالبًا ما توجد هذه الأورام السرطانية النادرة في مخيخ الرضع والأطفال دون سن 3 سنوات.

این تومورهای سرطانی نادر اغلب در مخچه نوزادان و کودکان زیر ۳ سال یافت می‌شوند.

کلمات مرتبط