الحبر

🌐 جوهر

در عربی به معنی جوهر است، یعنی مایعی که برای نوشتن به کار می‌رود. همچنین در برخی کاربردهای اسلامی و علمی، «الحبر» به دانشمند، فقیه یا عالم دینی نیز گفته می‌شود، به‌ویژه در سنت‌های زبانی که دانشمندان را به‌سبب اثرگذاری علمی‌شان با این واژه توصیف می‌کنند. بنابراین این کلمه هم معنای مادیِ «جوهر» دارد و هم معنای احترام‌آمیز برای «دانشمند».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جوهر

📌 تونر

📌 چشمه

📌 نقطه توپ

📌 خاخام

📌 تمبر

جمله سازی با الحبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬سوف يأخذ الحبر مكا َن‬ ‫ايكزوبيري» تتح ّقق‪:‬‬ ‫ٌ‬ ‫الــــــــد ِم‪.

جوهر جای اگزوپری را خواهد گرفت. تأیید خواهد شد: خون.

💡 انسكب الحبر على الورقة فشوّه الخطّ وأفسد الصفحة بالكامل.

جوهر روی کاغذ ریخت و نوشته را مخدوش کرد و کل صفحه را خراب کرد.

💡 اشترى الطالب الحبر الأزرق ليكتب به ملاحظاته في الدفتر.

دانش‌آموز جوهر آبی خرید تا یادداشت‌هایش را در دفترچه بنویسد.

💡 لاحظت أن الحبر كتن على الورقة بسبب الرطوبة.

متوجه شدم که به دلیل رطوبت، جوهر روی کاغذ لکه شده است.

💡 تبخر الحبر من الورقة القديمة بمرور الزمن والرطوبة.

جوهر به مرور زمان و به دلیل رطوبت از کاغذ قدیمی تبخیر می‌شد.

💡 طلبت المعلمة ألا ندمق أيدينا في الحبر أثناء العمل.

معلم از ما خواست که هنگام کار، دست‌هایمان را در جوهر فرو نبریم.

💡 كان انتص واضحًا في الورق بعد سقوط الحبر عليه.

لکه بعد از اینکه جوهر روی کاغذ افتاد، به وضوح روی آن دیده می‌شد.

💡 كانت البیضا واضحةً على صفحة الورق بعد أن جفّ الحبر تمامًا.

سفیدی پس از خشک شدن کامل جوهر، به وضوح روی صفحه کاغذ قابل مشاهده بود.

💡 انسكب الحبر كحط على الورقة البيضاء فجأة.

ناگهان جوهر مثل قطرات ریز روی کاغذ سفید ریخت.

💡 عند كتابة بعض المخطوطات القديمة، قد يتت الحبر إذا لم يُحفظ جيدًا.

هنگام نوشتن برخی از نسخه‌های خطی قدیمی، اگر به خوبی نگهداری نشود، ممکن است جوهر جاری شود.

💡 طلب المدرس من الطالب أن صب ال الحبر بحذر داخل القلم دون أن ينسكب.

معلم از دانش‌آموز خواست که جوهر را با دقت و بدون ریختن، داخل خودکار بریزد.