بی رواج شدن
از رونق افتادن، کماستفاده یا کممتداول شدن. این عبارت برای چیزی بهکار میرود که پیشتر رایج بوده اما حالا کمتر دیده یا استفاده میشود.
مترادفها
منسوخ شدن، از مد افتادن
متضادها
رایج شدن، متداول شدن
جمله سازی با بی رواج شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با پیشرفت سریع تکنولوژی و ظهور گوشیهای هوشمند، بسیاری از ابزارهای قدیمی و سنتی در زندگی روزمره ما به سرعت دچار بی رواج شدن شدهاند.
💡 بی رواج شدن برخی از آداب و رسوم قدیمی در میان نسلهای جدید، بحثی است که جامعهشناسان در مورد تأثیر مدرنیته بر فرهنگها انجام میدهند.
💡 تغییر سبکهای پوشش و مد در طول دهههای مختلف باعث بی رواج شدن لباسهایی شده که زمانی محبوبترین انتخاب برای جوانان در سراسر جهان بودند.