بی رونقی
کلمهی «بیرونقی» در زبان فارسی به معنای عدم شکوفایی، کسادی یا کمرونق بودن چیزی است. این واژه معمولاً برای توصیف حالتی به کار میرود که در آن فعالیت، تجارت، بازار، زندگی اجتماعی یا هر امر دیگر به خوبی پیش نمیرود و حالتی سرد، کمتحرک یا بیروح پیدا کرده است. «بیرونقی» میتواند اشاره به کمبود نشاط، شادی یا جذابیت نیز داشته باشد؛ برای مثال وقتی گفته میشود «بازار بیرونق است»، منظور این است که مشتری کم است و خرید و فروش به کندی انجام میشود. این واژه همچنین میتواند حالت شخص یا جامعه را توصیف کند، وقتی که انگیزه، امید یا انرژی در آن کاهش یافته است. از نظر ریشهشناسی، «بی» به معنای «فاقد» و «رونق» به معنای شکوفایی، رشد یا نشاط است. بنابراین «بیرونقی» یعنی فاقد رونق بودن. این کلمه در متون ادبی و اجتماعی نیز کاربرد دارد و به خوبی حالتی از رکود، کسادی و کمنشاطی را منتقل میکند.
مترادفها
بیحالی، کسالت
متضادها
رونق، شکوفایی، آبادانی
لغت نامه دهخدا
بیرونقی. [ رَ / رُو ن َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بیرونق. کسادی. تق و لقی. ناروایی. عدم رواج:
تا نور جان و ظل خدائی نهفته خاک
بیرونقی بخلق خدای اندر آمده.خاقانی.برونق توانم من این کارکرد
به بیرونقی کار ناید ز مرد.نظامی.کار چو بیرونقی از نور برد
قصه بدستوری دستور برد.نظامی.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت بی رونق ٠ کسادی ٠ تق و لقی ٠ ناروایی ٠ عدم رواج ٠
جمله سازی با بی رونقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به غایت خاطر شیرین غمین ماند از آن بی رونقی اندوهگین ماند
💡 عملم دادی و بی جرمی معزول شدم تا ز بی رونقی امروز بعالم سمرم
💡 چو از میانه به بی رونقی شوم منسوب اگر نکو بود از بهر من ترا نبود
💡 بی رونقی بازار پس از تغییر سیاستهای اقتصادی باعث شد که بسیاری از کسبوکارهای کوچک مجبور به تعطیلی یا کاهش فعالیتهای خود شوند.
💡 با وجود تلاشهای بسیار زیاد برای بازسازی، بی رونقی حاکم بر آن ساختمان قدیمی همچنان باعث ناراحتی ساکنان محله و گردشگران میشود.
💡 بی رونقی و سکوت مرگبار در خیابانهای شهر در ساعات پایانی شب، حس تنهایی و اضطراب را در دل عابران پیاده ایجاد میکند.