ادراک اولواالالباب

«ادراک اولواالالباب» در معارف قرآنی به فهم، آگاهی و درک عمیق صاحبان خرد و اندیشه از حقایق الهی گفته می‌شود و مقصود از «اولواالالباب» انسان‌هایی هستند که عقل و خرد خود را به‌درستی به کار می‌گیرند و از ظاهر امور فراتر می‌روند. قرآن کریم در آیه «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ» بیان می‌کند که خداوند حکمت را به هر کس که شایسته بداند عطا می‌کند و تنها خردمندان هستند که ارزش این نعمت بزرگ را درک می‌کنند. در این دیدگاه، حکمت تنها دانش ظاهری نیست، بلکه نوعی بینش الهی و توانایی تشخیص حق از باطل و راه درست از راه نادرست به شمار می‌رود. مفسران قرآن، حکمت را به معانی گوناگونی مانند شناخت اسرار آفرینش، فهم عمیق قرآن، معرفت الهی، تشخیص الهامات رحمانی از وسوسه‌های شیطانی و رسیدن به حقیقت در گفتار و کردار تفسیر کرده‌اند. واژه «لب» در زبان عربی به معنای مغز و حقیقت هر چیز است و چون عقل، برترین و اساسی‌ترین بخش وجود انسان محسوب می‌شود، صاحبان خرد را «اولواالالباب» می‌نامند. قرآن تأکید می‌کند که همه انسان‌ها از نیروی عقل برخوردارند، اما تنها کسانی شایسته عنوان اولواالالباب هستند که عقل خود را در مسیر اندیشه، هدایت و حقیقت‌جویی به کار گیرند. بر اساس این نگرش، درک حکمت الهی نیازمند پاکی درون، تفکر، خودسازی و دوری از گناه است، زیرا دل آلوده توان دریافت نور حقیقت را ندارد. ادراک اولواالالباب در حقیقت نوعی بیداری معنوی و عقلانی است که انسان را از فریب ظواهر و وسوسه‌های شیطانی نجات می‌دهد و به سوی خیر، ایمان و سعادت هدایت می‌کند. در تفاسیر اسلامی آمده است که حکمت از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است و هر کس به آن دست یابد، خیر فراوانی نصیبش شده است، زیرا عقل و حکمت پایه همه فضیلت‌ها و سرچشمه تصمیم‌های درست در زندگی به شمار می‌روند. همچنین در روایات اسلامی، آموزش حکمت و پرورش عقل و اندیشه چنان ارزشمند دانسته شده که حتی می‌تواند سبب دور شدن عذاب الهی از جامعه گردد. بنابراین، «ادراک اولواالالباب» به معنای فهم ژرف و آگاهانه حقیقت‌های الهی به وسیله انسان‌های خردمند و اهل تفکر است؛ انسان‌هایی که با نور عقل و حکمت، راه سعادت و کمال را تشخیص می‌دهند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ادراک اولواالالباب (قرآن). بر طبق آیات قرآن، تنها صاحبان اندیشه هستند که در برابر حق متذکّر می شوند؛ این امر نشان دهنده احترام به اولواالالباب است.
آگاهی خردمندان به اعطای حکمت از سوی خداوند به انسان، بر اساس مشیت الهی است.«یؤتی الحکمة من یشاء ومن یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا وما یذکر الا اولوا الالبـب»؛ (خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می دهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی کنند، و) متذکر نمی گردند.
حکمت خدادادی
آگاهی و درک اولواالالباب به خیر فراوان بودن حکمت خدادادی است.یؤتی الحکمة من یشاء ومن یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا وما یذکر الا اولوا الالبـب.
برترین نعمتهای الهی
در آیه سخن از حکمت و معرفت و دانش می گوید، چرا که تنها حکمت است که می تواند بین این دو کشش الهی و شیطانی فرق بگذارد، و انسان را به وادی مغفرت و فضل بکشاند و از وسوسه های گمراه کننده ترس از فقر برهاند.یا به تعبیر دیگر خداوند به بعضی از افراد بر اثر پاکی و جهاد با نفس، نوعی علم و بینش می دهد که آثار و فوائد اطاعت الهی و از جمله انفاق و نقش حیاتی آن در اجتماع را درک کند و میان آن و وساوس شیطانی فرق بگذارد.می فرماید: " خداوند دانش را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می دهد" (یؤتی الحکمة من یشاء).در تفسیر " حکمت" معانی زیادی ذکر شده از جمله" معرفت و شناخت اسرار جهان هستی" و" آگاهی از حقایق قرآن " و" رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل" و" معرفت و شناسایی خدا" و" آن نور الهی که وسوسه های شیطانی را از الهامات الهی جدا می سازد".و ظاهر این است حکمت یک معنی وسیعی دارد که تمام این امور، حتی نبوت را که بعضی از معانی آن شمرده اند شامل می شود که آن نوعی از علم و آگاهی است، و در اصل از ماده حکم (بر وزن حرف) به معنی منع گرفته شده و از آنجا که علم و دانش و تدبیر، انسان را از کارهای خلاف باز می دارد به آن حکمت گفته اند.بدیهی است منظور از جمله" من یشاء" (هر کس را که بخواهد) این نیست که خداوند بدون هیچ علتی حکمت و دانش را به این و آن می دهد، بلکه اراده و مشیت خداوند همه جا آمیخته است، با شایستگی های افراد، یعنی هر کس را شایسته ببیند از این سرچشمه زلال حیاتبخش سیراب می نماید، سپس می فرماید:" و هر کس که به او دانش داده شود خیر فراوانی داده شده است" (و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا).و به گفته آن حکیم: " هر کس را که عقل دادی چه ندادی و هر کس را که عقل ندادی چه دادی! ".قابل توجه اینکه بخشنده حکمت خدا است در عین حال در این جمله نامی از او به میان نیامده تنها می فرماید: " به هر کس حکمت داده شود خیر فراوانی داده شده است".این تعبیر گویا اشاره به این است که دانش و حکمت ذاتا خوب است از هر جا و از ناحیه هر که باشد تفاوتی در نیکی آن نیست.قابل توجه این که در این جمله می فرماید: به هر کس دانش و حکمت داده شد خیر و برکت فراوان داده شده است نه" خیر مطلق" زیرا خیر و سعادت مطلق تنها در دانش نیست بلکه دانش تنها یکی از عوامل مهم آن است و در پایان آیه می فرماید: " تنها خردمندان متذکر می شوند" (و ما یذکر الا اولوا الالباب)." تذکر" به معنی" یادآوری" و" نگاهداری علوم و دانشها" در درون روح است. و" الباب" جمع" لب" به معنی" مغز" است و از آنجا که مغز هر چیز بهترین و اساسی ترین قسمت آن است به" عقل" و" خرد"" لب" گفته می شود.این جمله می گوید: تنها صاحبان عقل و خرد این حقایق را حفظ می کنند و به یاد می آورند و از آن بهره مند می شوند اگر چه همه افراد (جز مجانین و دیوانگان) صاحب عقل اند اما اولوا الالباب به همه آنها گفته نمی شود. بلکه منظور آنهایی هستند که عقل و خرد خود را به کار می گیرند و در پرتو این چراغ پر فروغ، راه زندگی و سعادت را می یابند.این بحث را با سخن یکی از دانشمندان اسلامی پایان می دهیم (که احتمالا این سخن را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شنیده است) " گاه می شود که خداوند اراده عذاب و مجازات مردم روی زمین را می کند، ولی هنگامی که بشنود معلمی به کودکان حکمت می آموزد، به خاطر این عمل، عذاب را از آنها دور می سازد".