لغت نامه دهخدا
ابن قطان. [ اِ ن ُ ق َطْ طا ] ( اِخ ) ابوالحسین احمدبن محمدبغدادی. از فقهای شافعی. او تلمیذ ابن سریج و ابواسحاق مروزی بود و در بغداد تدریس فقه میکرد. وی را چند کتاب در فقه شافعی است. وفات به سال 359 هَ.ق.
ابن قطان. [ اِ ن ُ ق َطْ طا ] ( اِخ ) محمدبن شجاع الانصاری. فقیهی شیعی بمائه هشتم هجری. فقه از فاضل مقداد فراگرفت. او راست: کتاب معالم الدین فی فقه آل یاسین.
ابن قطان. [ اِ ن ُ ق َطْطا ] ( اِخ ) ابوالقاسم هبةاﷲبن فضل بن قطان. شاعری بغدادی و محدث معاصر حیص بیص. وی مردی مزّاح و خوش محاوره و طبع او مایل به اَهاجی بود و مردم از زبان او در آزار بودند. حکایات و نوادر کثیره از وی منقول است. مولد او به سال 477 هَ.ق. و وفات در 558 است.