لغت نامه دهخدا
کورمکور. [ م َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) چشم کم سو و معیوب و واسوخته و مریض. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). و رجوع به ماده بعد شود.
کورمکور. [ م َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) چشم کم سو و معیوب و واسوخته و مریض. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). و رجوع به ماده بعد شود.
چشم کم سو و معیوب و واسوخته و مریض