مسائح

لغت نامه دهخدا

مسائح. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) مسایح. ج ِمسیحة. ( اقرب الموارد ). رجوع به مسیحة و مسایح شود: مسایل انهار و مسائح امطار معابر سیحون به فضول انواء و سیول انداء پر کرده بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 290 ). || نوعی از سرب که بیرونی در الجماهر ( ص 259 ) بدان اشاره کرده است: الابار المستعمل فی أدویة العین لیس بالرصاص القلعی و لا بالاسرب المستعمل انما هو صنف من الاسرب لین صافی یعرف بالمسائح لانه واسط بینهما.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز