فیقه

لغت نامه دهخدا

( فیقة ) فیقة. [ ق َ ] ( ع اِ )شیری که میان دو دوشیدن گرد آید در پستان. ج، فیق، افواق. جج، افاویق. ( منتهی الارب ). نیز ج، فیقات. جج،افاویق. به معنی آبی که در ابرها جمع شود و ساعت به ساعت ببارد، نیز به کار برده اند. ( از اقرب الموارد ).
- فیقة الضحی؛ بلندبرآمدگی آن. ( منتهی الارب ). اول و بلندی آن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شیری که میان دو دوشیدن گرد آید در پستان.

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز