زاده ٔ طبع

مترادف‌ها

ذاتی، فطری

متضادها

اکتسابی، آموخته، مصنوعی

لغت نامه دهخدا

زاده طبع. [ دَ / دِ ی ِ طَ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) مولود طبع. محصول قریحه و کنایه از شعر است:
خود تو میدانی که زاده طبع و فرزند خیال
بس گرامی تر ز زاده مادر فرزند و زن.خاقانی.زاده طبع منند ایشان که خصمان منند
آری آری گربه هست از عطسه شیر ژیان.خاقانی.و رجوع به زاد خاطر و زاده خاطر و زاده دهن شود.

فرهنگ فارسی

مولود طبع محصول قریحه

جمله سازی با زاده ٔ طبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او که زاده ٔ طبع خویش با سخنوری و فصاحت بی‌نظیری شناخته می‌شد، توانست در برابر تمام مخالفان خود با استدلال‌های منطقی و بیانی نافذ، پیروزی قطعی را به دست آورد.

💡 هر انسانی که زاده ٔ طبع و طبیعت پاکی باشد، بدون نیاز به آموزش‌های پیچیده، همواره تلاش می‌کند تا عدالت و مهربانی را در تمام رفتارهای اجتماعی خود جاری سازد.

💡 آن هنرمند که زاده ٔ طبع خلاق و بی‌باک بود، با استفاده از رنگ‌های زنده و خطوط شکسته، توانست احساسات عمیق درونی خود را به خوبی بر بوم نقاشی منتقل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران