ذوعمرو

ذوعمرو

ذو‌عمرو یکی از افراد منسوب به یمن در دوران صدر اسلام بوده است که نام او در منابع تاریخی و رجالی اسلامی ذکر شده است. او در زمانی که پیامبر اسلام(ص) در مدینه حضور داشتند، همراه با گروهی از یمن قصد داشت به مدینه سفر کند و اسلام آوردن خود را به حضور پیامبر اعلام نماید. در برخی گزارش‌ها آمده است که او همراه با ذوالکلاع و نیز جریر بن عبدالله بجلی در این مسیر حرکت کرده است. هدف این گروه از سفر به مدینه، دیدار با پیامبر اسلام و تشرف به اسلام یا انجام مأموریتی مرتبط با دعوت دینی بوده است. گفته شده است که در میانه راه، پیش از رسیدن آنان به مدینه، خبر رحلت پیامبر اکرم(ص) به آنان رسید و این خبر موجب بازگشت برخی از آنان به یمن شد. در برخی نقل‌های تاریخی نیز اشاره شده است که این افراد در مسیر خود با نشانه‌ها یا رویدادهایی روبه‌رو شدند که آنان را از وقوع تغییرات مهم در مدینه آگاه ساخت. در این گزارش‌ها، ذو‌عمرو به عنوان شخصی از رؤسای یا بزرگان یمن معرفی شده که همراه با دیگر شخصیت‌های مهم آن منطقه حرکت می‌کرده است. همچنین در برخی منابع آمده است که او و همراهانش پس از آگاهی از تغییر اوضاع سیاسی و دینی مدینه، تصمیم به بازگشت گرفتند. رفتار و گفت‌وگوی او در این سفر در برخی کتاب‌های تاریخی به عنوان نمونه‌ای از ارتباط قبایل یمن با مرکز اسلام اولیه نقل شده است. در مجموع، ذو‌عمرو شخصیتی تاریخی از مردم یمن در صدر اسلام است که نام او بیشتر در گزارش‌های مربوط به سفرهای نمایندگان یمن به سوی پیامبر اسلام و رویدادهای پس از رحلت ایشان ذکر شده است.

لغت نامه دهخدا

ذوعمرو. [ ع َ ] ( اِخ ) مردی از مردم یمن. او پس از قبول اسلام با ذوالکلاع بقصد تشرف حضور پیغامبر صلوات اﷲ علیه عزم مدینه کرد لکن در راه خبر رحلت او صلوات اﷲ علیه و آله و سلم بشنید و بیمن بازگشت. و در استیعاب آمده است: رجل اقبل من الیمن مع ذی الکلاع الی رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم مسلمین و معهما جریربن عبداﷲ البجلی. قیل انه کانه الرسول الیهما من قبل النبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم فی قتل الاسود العنسی. و قیل بل کان اقبال جریر معهما مسلما و افدا علی النبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم و کان الرسول الذی بعثه رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم الی الکلاع و ذی عمرو رئیسی الیمن جابربن عبداﷲ فلما کان فی بعض الطریق رأی ذوعمرو رؤیا اورأی شیاء فقال لجریر یا جریر ان الذی نمر الیه قد قضی و اتی علیه اجله قال جریر فرفع لنارکب فسألتهم فقالوا قبض رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم و استخلف ابوبکر فقال لی عمرو یا جریر انکم قوم صالحون وانکم علی کرامة لن تزالوا بخیر ما اذا هلک لکم امیر امرتم آخر فما اذاکانت بالسیف کنتم ملوکا ترضون کما ترضی الملوک و تغضبون کما تغضب الملوک ثم قالا لی جمیعاًیعنی ذاالکلاع و ذاعمرو اقرء علی صاحبک السلام و لعلنا سنعود ثم سلما علی و رجعا. ( استیعاب ج 1 ص 172 ).

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز