لغت نامه دهخدا
خوامس. [ خ َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خامسة. ( یادداشت بخط مؤلف ): و علامات درج و دقایق و ثوانی و ثوالث و روابع و خوامس و هبوط بنوشت. ( سندبادنامه ص 64 ).
- ابل خوامس؛ شتران که نوبت آب آنها روز چهارم بعد سه روز باشد. ( منتهی الارب ).
خوامس. [ خ َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خامسة. ( یادداشت بخط مؤلف ): و علامات درج و دقایق و ثوانی و ثوالث و روابع و خوامس و هبوط بنوشت. ( سندبادنامه ص 64 ).
- ابل خوامس؛ شتران که نوبت آب آنها روز چهارم بعد سه روز باشد. ( منتهی الارب ).