تلزج

لغت نامه دهخدا

تلزج. [ ت َ ل َزْ زُ ] ( ع مص ) دوسنده بودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تلجن گیاه. ( از اقرب الموارد ). || با هم برچسبیدن گیاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پاک ناشدن سر بشستن، یقال: تلزج الرأس؛ ای غدا غیر نقی عن الوسخ. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و این معنی مجازی است. ( از اقرب الموارد ). || رفتن ستور از پی گیاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کاربراتور یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
اعلان یعنی چه؟
اعلان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز