انبالس لوقی

لغت نامه دهخدا

انبالس لوقی. [ اَم ْ ل ُ ] ( یونانی، اِ ) فاشرا. هزارجشان. کرمةالبیضاء. حالق الشعر. عنب الحیه. نخوشی. ( از برهان قاطع،ذیل فاشرا ). رجوع به هر کدام از کلمات مزبور شود.

فرهنگ فارسی

فاشرا هزار جشان کرمه البیضائ. حالق الشعر.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز