اضزاز

لغت نامه دهخدا

اضزاز. [ اِ] ( ع مص ) تنگدل شدن، یقال: اضزّ علی َّ فلم یعطنی. ( منتهی الارب ). تنگدل شدن. ( آنندراج ). اضزّ فلان علی َّ اضزازاً فمایعطینی؛ تنگ گرفتن فلان بر کسی و بخل ورزیدن او. ( ناظم الاطباء ). تنگ گرفتن یعنی بخل ورزیدن. ( از اقرب الموارد ). || لگام گزیدن اسب. ( یادداشت مؤلف ). خاییدن اسب لگام را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز