لغت نامه دهخدا
گوی بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به معنی گوی بستن صیاد است تا خود را درآن جهت گرفتن شکار پنهان نماید. ( یادداشت مؤلف ).
گوی بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به معنی گوی بستن صیاد است تا خود را درآن جهت گرفتن شکار پنهان نماید. ( یادداشت مؤلف ).
بمعنی گوی بستن صیاد است تا خود در آن جهت گرفتن شکار پنهان نماید.