گولاج
در معنای نخست، این واژه به نوعی حلوا یا حلواگونه اشاره دارد که در برخی منابع با نام «لابرلا» شناخته شده است. این نوع حلوا بهویژه در شیراز رایج بوده و مردم این شهر آن را «گولاج» مینامیدهاند. گولاج از جمله شیرینیهای سنتی محسوب میشود که در مناسبتها، مهمانیها یا آیینهای خاص تهیه و مصرف میشده است. این نام نشاندهنده تنوع خوراکهای محلی در فرهنگ غذایی ایران است.
در معنای دوم، «گولاج» به نوعی نان شیرین اطلاق میشود که روش تهیه خاصی دارد. این خوراکی حالتی میان نان و شیرینی دارد و از نظر بافت، سبک و لطیف است. این نان شیرین از موادی مانند سفیده تخممرغ و نشاسته تهیه میشود و پس از پخت، آن را در شربت قند میاندازند تا طعمی شیرین و دلپذیر پیدا کند. همین مرحله باعث میشود گولاج طعمی متفاوت از نانهای معمولی داشته باشد. این خوراکی معمولاً به عنوان میانوعده یا شیرینی پذیرایی مصرف میشده است.
مترادفها
اردوگاه کار اجباری
لغت نامه دهخدا
گولاج. ( اِ ) گولانج. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به گولانج شود.
فرهنگ فارسی
۱ - نوعی حلوا لابرلا ۱ - کولانج: گولانج و گوشت و گرده و گوز آب و گادنی گرمابه و گل و گل و گنجینه و گلیم. ۲ - نانی است نازک و لطیف که از سفید. تخم مرغ و نشاسته پزند و در شربت قند اندازند و خورند گلاج