لغت نامه دهخدا
گازرکاری. [ زُ / زَ ] ( حامص مرکب ) شغل گازر. کار گازر:
گازرکاری صفت آب شد
رنگرزی پیشه مهتاب شد.نظامی.
گازرکاری. [ زُ / زَ ] ( حامص مرکب ) شغل گازر. کار گازر:
گازرکاری صفت آب شد
رنگرزی پیشه مهتاب شد.نظامی.
گازری کردن، شغل و عمل گازر.