لغت نامه دهخدا
کوارن. [ ک َ رِ ]( معرب، اِ ) ج ِ کرنای لاتینی یا کرنه یونانی به معنی تاج و اکلیل. در دوره عباسیان زنان خلیفه و اعیان رجال تاجی مرصع را که بر سر می نهادند، کرن و جمع آن را کوارن می گفتند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوارن. [ ک َ رِ ]( معرب، اِ ) ج ِ کرنای لاتینی یا کرنه یونانی به معنی تاج و اکلیل. در دوره عباسیان زنان خلیفه و اعیان رجال تاجی مرصع را که بر سر می نهادند، کرن و جمع آن را کوارن می گفتند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جمع کرنای لاتینی یا کرنه یونانی بمعنی تاج و اکلیل. در دوره عباسیان زنان خلیفه واعیان رجال تاجی مرصع را که بر سر می نهادند کرن و جمع آن را کوران می گفتند.