کفول

لغت نامه دهخدا

کفول. [ ک ُ ] ( ع مص ) پذیرفتار کسی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ضامن شدن کسی را. ( از اقرب الموارد ). پایندانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) کفل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به کُفل شود.

فرهنگ فارسی

پذیرفتار کسی گردیدن. ضامن شدن کسی را

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز