چشگر
مترادفها
تیزبین، مراقب، دیدهبان
متضادها
ناآگاه، غافل، بیخبر
لغت نامه دهخدا
چشگر. [چ َ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که امتحان مزه چیزی را میکندو چاشنی را معین میکند. ( ناظم الاطباء ). چاشنی گیر.
تیزبین، مراقب، دیدهبان
ناآگاه، غافل، بیخبر
چشگر. [چ َ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که امتحان مزه چیزی را میکندو چاشنی را معین میکند. ( ناظم الاطباء ). چاشنی گیر.