پفج

لغت نامه دهخدا

پفج. [ پ َ ] ( اِ ) کف دهان و خیوی دهان باشد. ( فرهنگ اوبهی ):
قی اوفتد آنرا که سر و روی تو بیند
زان خلم و از آن پفچ چکان بر برو بر روی.شهید.و رجوع به بفج شود.

فرهنگ معین

(پَ ) (اِ. ) = بفج: کف دهان، خیو، خدو.

فرهنگ عمید

آب دهان، خیو، خدو.

ویکی واژه

بفج: کف دهان، خیو، خدو.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فنرباغچه یعنی چه؟
فنرباغچه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز